سال نو میلادی مبارک

سلام دوستان امیدواریم روزهای خوبی رو بگذرونید . کریسمس و سال نو میلادی رو به همه هموطنان عزیز به خصوص مسیحان تبریک می گیم و برای همه آرزوی سعادت و سلامتی داریم  . هورا

خبرهای خوبی بهمون رسید مدیکال آزاده و فهیمه بچه های که فایل فدرالشون مال سپتامبر 2009 بوده  آواخر آذر رسیده ، بهشون تبریک می گیم . آزاده و فهیمه یک سال پیش تقریبا هم زمان با ما ازشون درخواست آبدیت مدارک شد و اونها هم مدارک خواسته شده رو فرستادند اما در کمال ناباوری دیگه خبری از سفارت مبنی بر آماده بودن مدیکال نگرفتند تا امسال خمیازه به هر حال خیلی خوشحالم که این دوران انتظار به پایان رسید  .

اما خبرهای بدی هم شندیم از جمله رد شدن چند تا از دوستان در مصاحبه از جمله مصی عزیز ناراحت و این که کلاسهای سفارت فرانسه در تهران تعطیل شده و به دنبال اون تنها جایی که در حال حاضر امتحان tef برگزار میشه همون قطب راوندی از طرفی سفارت از اول ماه دسامبر ارسال مدرک زبان فرانسه و انگلیسی رو برای تشکیل پرونده اولیه برای استان کبک اجباری کرده ، و در غیر اینصورت مدارک رو برمی گردونه از طرفی ظاهرا فدرال هم اعلام کرده تا 2 سال آینده هیچ پرونده جدیدی رو تحویل نمی گیره متفکر

تو این مدت ما هم مشغول زندگی هستیم  تقریبا بعد از سه ماه دیگه زرق و برق اینجا برامون عادی شده و مشکلات زندگی در ایران داره کمرنگ میشه اما یاد و خاطرات خوش از اقوام و دوستان و کسانی که سالها در کنارشون بودیم به خصوص پدر و مادرهامون که با رنج و تلاش و در نهایت خلوص نیت و بدون منت ما رو به اینجایی که هستیم رسوندند همواره در یادمونه و براشون از خدای منان اول آرزوی سلامتی و بعد آخر و عاقبت به خیری را خواهانیم  ماچ  چیزهایی که از کودکی تا امروز در کوله بارمون گذاشتند تا بتونیم  مسیر پر  پیچ خم زندگی رو  با موفقیت بیشتری طی کنیم . به امید اینکه ما هم بتونیم از پس این مسولیت بزرگی که خداوند توفیقشو بهمون داده ( تربیت فرزند) خوب بربیایم و هدفمون در طول مسیر پر فراز و نشیب زندگی گم نکنیم و ناخواسته به بیراه نریم . لبخند

دیگه یواش یواش وبلاگمون داره بیشتر جنبه ثبت خاطرات رو می گیره و تقریبا همه اونهایی که میان اینجا بعد از مدتی نحوه زندگیشون از حالت مهاجرتی خارج میشه و زندگی رو روال عادی خودش قرار می گیره و هر کس بنا بر مسیری که انتخاب می کنه به زندگی ادامه میده بنابراین باعث میشه آدم احساس کنه دیگه مطالب وبلاگش برای خواننده ها جذابیت قبلی رو نداره و بیشتر خصوصی شده و این میشه که بعضی ها دیگه نمی نویسند . یا تصمیم می گیرند به صورت رمز دار برای ثبت خاطرات خودشون بنویسند اما ما تصمیم داریم تا زمانی که وبلاگمون خواننده داره و می تونه راهگشای شما باشه حتی با پاسخ به سوالاتتون به نوشتن عمومی ادامه بدیم اما به هر حال اگر زمانی احساس کنیم دیگه تبدیل به یه دفترچه خاطرات شخصی شده ممکنه دیگه خصوصیش کنیم و برای خودمون بنویسیم .  

همان طور که دوست عزیزم سارا تو وبلاگش نوشته زندگی کردن تو کانادا به معنای مطلق زندگی کردن در بهشت برین نیست ما حالمون خوبه ولی نه به این معنا که این گوشه دنیا مشکل و غم وجود نداره این و برای دوستانی می نویسم که الان در ایران هستند و فکر می کنن با رد شدن در مصاحبه و یا سخت شدن پذیرش مهاجرت خیلی دنیاشون عوض شده ، نمی خوام بگم اینجا بده یا خوبه چون خوبی و بدی رو ما بر اساس نوع تفکر و خواستمون از محیط اطرافمون که ما رو در رسیدن به اهداف یاری میده تعریف می کنیم اینجا به همون اندازه که می تونه خوب باشه ، می تونه بد هم باشه یعنی همون داستانی که همیشه می گن برای بدست آوردن چیزی تو دنیا باید بهایی بدی و این همون چیزهایی که از دستشون میدی حالا باید دید ارزش کدوم برامون بیشتره ؟ متفکر  من با مهاجرت اولین چیزی که با تمام وجودم احساسش کردم این بود که به هر کجای این کره خاکی که سفر کنی نمی تونی ایده آلت رو پیدا کنی تنها به این دلیل که خداوند متعال این دنیا را مکانی برای آرامش ابدی ما خلق نکرده و تنها جایی که برای بشر می تونه بی عیب باشه همون بهشته که خداوند وعده اون و در قران مجید داده و اصلا هدف از آفرینش ما در این دنیا همین بوده که در برخورد با مشکلات و سختی ها خودمون و برای متعالی شدن آماده کنیم و این تنها تفاوت بشر با سایر مخلوقاته .

اینجا هوا حسابی سرد شده چند روزی میشه که همه جا سفید پوشه و تقریبا هر روز برف میاد و به برفهای قبلی اضافه میشه برای اولین بار دمای منهای 19 درجه رو هم تحمل کردیم . خونه ما گرمه ، کاپشنها و چکمه هامون هم خدا شکر فعلا که خوبه و از خریدمون راضی هستیم .

اینجا رسمه که برای آخر سال میلادی توی کلاسها و اداره ها جشن هایی برگزار میشه و این خیلی کار خوبیه با این کارشون یه جورایی همه مردم رو در شادی آغاز سال نوشون شریک می کنن . جایی هم که من کلاس میرم دو هفته به سال نو مونده بود برای دانشجو هایی که بچه زیر 7 سال داشتند جشن نوئل گرفتند و بابا نوئل اومد و به بچه ها اسباب بازی کادو داد که مال سن امیر حسین یک جعبه لگو بود که باید باهاش ماشین مسابقه ای می ساخت بابا نوئل  با بچه ها عکس گرفت مراسم پذایرایی عصرانه بصورت سلف سرویس بود شامل بیسکویت ، شیرینی مخصوص نوئل ، قهوه ، آب میوه ، شیر و میوه  بود و هفته بعدش دانشگاه مونترال همین جشن رو برگزار کرد که ما مجددا دعوت بودیم با این تفاوت که خانواده ها نهارشون رو بردند و اونجا با هم sheire کردند و بچه ها رو بردند تو یه سالن بزرگ و بهشون کلی وسیله دادند تا بازی کنند  بعد هم دوباره به سالن اصلی برگشتند و بابا نوئل اومد و امیر حسین اونجا هم  از بابا نوئل کادو گرفت .

روز 23 دسامبر هم همه کلاسها برای دانشجوهای خودشون جشن برگزار کردند و این بار دیگه خانوادگی نبود کلاس ما هم با کلاس بغلیمون جزء گروه سرود بودیم و از قبل دو تا شعر مخصوص نوئل رو تمرین کرده بودیم و یکی از بچه ها هم با ارگ موزیک می زد بعد هم یک موسیقی از هر کشوری که دانشجو داشت  پخش کردند ، مسابقه هم برگزار شد همون مسابقه که صندلی میذارند و با قطع شدن موزیک باید هر کسی روی یه صندلی بشینه  ، در کل خیلی خوش گذشت . یک شب هم مدرسه امیر از خانواده ها دعوت کرده بودند که شامشون رو ببرند مدرسه و همه با هم  شام بخوریم اون هم تجربه جالبی بود و جالب تر این که هیچ کس غذای گوشتی نیاورده بود حدس من بر این بود که مسلمونها هم بتونن از غذای اونها تست کنند شاید هم برحسب اتفاق بود سوال

روز 24 دسامبر اینجا روزیه که همه تعطیلند و سعی می کنند در کنار خانواده هاشون باشند و معمولا همه توی خونه هستند و تقریبا شهر در سکوت گذشت .

روز 25 دسامبر یا همون کریسمس که تولد حصرت عیسی است و تمام کلیساها جشن  داشتند

روز 26 دسامبر اینجا روز حراج بود که فقط به درد خرید لوازم الکترونیکی می خورد و خودم شخصا حراج چشم گیری اون طور می گفتند ندیدم .

دیگه اینکه روز چهارشنبه به رسم هر ساله که تو ایران در ایام محرم و صفر شعله زرد می پختیم تصمیم گرفتیم و یه شعله زرد کوچولو پختیم  تا اون جاییکه دسترسی داشتیم بین دوستان پخش کردیم .

خوب دیگه فکر کنم برای این سری کافی باشه سرتون درد آوردم  .

تا پست بعدی همتون در پناه خدا لبخند

 پینوشت :

سلام دوستان نمی دونم چه بلایی بر سر وبلاگ نازنینمون اومده دفعه چهارمه که دارم پینوشت می کنم امیدوارم ارسال بشه .کلافه

من جمعه شب به همه نظرات پاسخ دادم و ارسال کردم اما تعدادی از پاسخها پاک شده سوال و تا الان چند بار دیگه اونها رو جواب دادم اما ارسال نمیشه خواستم بابت این تاخیر عذر خواهی کنم به محض برطرف شدن مشکل به نظراتتون جواب خواهم داد .متفکر

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠
تگ ها :