زمستان

سلام گرم ما از سرزمین برفها و سرما ، به دلهای گرم و پر مهر شما دوستای گلمون لبخند

گرچه خبرهای خوبی از کار سفارت و نرخ دلار نمی رسه اما همچنان امیدواریم که اوضاع روبراه بشه و شرایط بهتر از وضع موجود خیال باطل

فکر کنم ما خوبیم ، یعنی در کل خوبیم و فعلا داریم یادگیری زبان شیرین فرانسه رو  از خود راضی( DIFFICILEکلافه) ادامه میدیم .

پسرمون کلی تو زبان فرانسه پیشرفت کرده ، من خودم  هم نسبت به روزهای اول که اصلا فرانسه نمی فهمیدم ، چه برسه به این که حرف بزنم الان می تونم با این زبان با مردم ارتباط برقرار کنم . یک ماه پیش که وقت برای بیمارستان داشتیم  و از آنجا تماس گرفتند تا قرار ملاقات رو OK کنن خیلی برام جالب بود که تونستم کاملا حرفهاش و بفهمم و جوابش رو به فرانسه بدم چون این اولین تجربه تماس تلفنی من به زبان فرانسه بود حتما می دونید که فهمیدن مکالمات تلفنی به مراتب از رو در رو صجبت کردن  مشکل تره ،اما در کل می بینم مسیر یادگیری زبان خیلی طولانیه و صبر ایوب می خواهد تا مثل خودشون بخوای نیتیو بشی . یادمه 5 ماه پیش که تازه فرانسه رو شروع کرده بودم به زبان انگلیسی صحبت می کردم و کارم رو البته با جون کندن راه می انداختم اما الان گرچه هنوز انگلیسی رو خیلی راحت تر می فهمم اما نا خوداگاه برای صحبت کردن شروع می کنم به فرانسه حرف زدن و هر کجا کم میارم از انگلیسی مدد می جویم اما همواره معتقدم برای ما ایرانیها یادگیری زبان انگلیسی به مراتب ساده تره اما چه کنیم که برای زندگی و بخصوص کار در مونترال شرط اول زبان فرانسه است . از خود راضی یه جور توفیق اجباری ....

و اما از حال و هوای اینجا و زمستان اگه بخوام براتون بگم تو ژانویه دمای هوا به منهای 20 درجه هم رسید و با وجود شوفاژ روشن طوری شد که ما پنجره ها رو با پلاستیک پوشاندیم ، اما از داخل پریزهای برق سوز میامد بیرون و خونه نمی شد بدون جوراب و تنها با دمپایی راه رفت و لباس نازک یا آستین کوتاه پوشید ، اینجا وقتی باد می وزد و دما به منهای 10 درجه می رسه واقعا سرده آدم اگر صورتش رو نپوشونه احساس می کنه پوست صورتش داره می ترکه چون عملا بدن دما رو منهای 15 احساس می کنه . هفته گذشته هوای خیلی خوب و بهاری داشتیم البته می گم بهاری برای زمستان کانادا چون دمای هوا روی منهای 5 و منهای 6 بود و ما خوشحال که چقدرهوا خوبه لبخند

روز یکشنبه گذشته هم رفتیم فستیوال برف در پارک ژان دقپو که تا پایان ماه مارچ برقراره خیلی خوش گذشت حتما یادتون باشه وقتی اومدید تو زمستون اینجا رو فرام.ش نکنید چون برای روحیه آدم اینجا این چیزها خیلی خوبه و گرنه حال و هوای زمستون اینجا آدم رو دپرس می کنه .

اما این هفته به نسبت سرد شده و دوباره به منهای 10 درجه رسیده اوه

ما امتحانات این ترم رو هم پشت سر گذاشتیم و منتظر شروع ترم  جدید هستیم  . اگر از نحوه امتحان بخواهید بدونید براتون بگم  تقریبا مراکز یه فرقهای کوچولوی با هم دارند مثلا جایی که من ترم اول بودم در طول ترم خیلی با ما سطح بالا کار کردند اما امتحان واقعا مسخره بود شامل دو بخش ، بخش اول آزمونی بود که ما به مکالمات گوش می دادیم و بعد به سوالات مربوط به اون جواب میدادیم و مکالمه ها فوق العاده راحت تر از چیزی بود که با ما کار کرده بودند . بخش دوم شامل درک مطلب و کمی گرامر بود که تقریبا نوشتن در کار نبود و بیشتر حالت تستی داشت .  و ارائه یک پروژه در هفته آخر ترم داشتیم که باید عکس و فیلم هم تهیه می کردیم و از حفظ یه شخصیت رو معرفی می کردیم که می تونست یکی از اعضای خانواده ، دوست ، شخصیت علمی و ورزشی و هنری از هر کجای دنیا و ... باشه که من زندگی نامه استاد پروفسور حسابی رو  معرفی کردم  و نمره اول کلاس رو در پروژه گرفتم . اما اکثرا اعضای خانوادشون رو معرفی کردند یک آقای عرب سوریه ای یک استاد ژاپنی رو که در دانشگاه استاد خودش بود رو معرفی کرد یک نفر یه خواننده ایرانی ، و یک خانم چینی هم یک کوهنورد چینی رو ، جالب براتون بگم اولین سوالی که از من پرسیدند این بود که چرا دکتر حسابی با این موقعیت خوبی که در خارج از کشور داشت به کشور برگشت ؟سوال . من جواب دادم چون معتقد بود کشورش و ملتش به علمش احتیاج داره ... ای کاش بودند کسانی که فکر می کردند چرا دکتر جسابی به ایران برگشت و چرا دیگران برنمی گردند ؟ چرا منزل و موزه پروفسور حسابی باید توسط بانک به حراج گذاشته شود ؟ در حالیکه ایشان برای انجام تحقیقات برای پیشرفت مملکتش  تنها دارایی خود که منزلش بود رو گرو بانک گذاشت  تا بتونه وام بگیره اما عمر ایشان کفاف نداد که آخرین تحقیقش رو به پایان برسونه و  وام رو پرداخت کنه !!!!!!!!!!!!!!! در حالیکه دولت فرانسه یکی از معروفترین جایزه ها رو که هر ساله به کسی میده که در کشورش از نظر علمی اقدام مفیدی انجام داده و دکتر حسابی تونسته این جایزه رو از فرانسه دریافت کنه .....چرا  ریشه این  طرز فکر و عشق به میهن  و هموطنان روز به روز کم رنگ میشه و تنها چیزی که جای اون و می گیره اینه که همه فقط دنبال منافع خودمون می گردیم  در حالیکه نفع رسوندن همه ما به جامعه یعنی بزرگ کردن این حلقه نه تنها سود بزرگتری رو به ما برمی گردونه بلکه آتیه نسلهای آینده رو هم تضمین می کنه افسوس حتی گاهی  دیدم ایرانیهایی رو که خودشون هنوز زمان زیادی نیست که دارن اینجا زندگی میکنن ولی دوست ندارند اطلاعاتشون و با هموطناشون شریک بشن چه اشکالی داره هموطن من با اطلاعاتی که من بهش دادم هم طراز من بشه یا حتی یه قدم از من جلوتر بره سوال چرا نمی خواهیم ببینیم و قبول کنیم ایرانی پیشرفت کنه ، ایرانی خوب و خوبتر از ما زندگی کنه ؟ آیا برای این که در آینده بگیم دنیا رو شاخ چینی ها و ... می گرده چون نمیذارن هموطنشون بیکار بمونه ترجیح می دن همکارشون چینی باشه تا یه ملیت دیگه باید بیاید ببینید چقدر دست هم و می گیرن و چقدر به هم اعتماد دارند ما اول به عالم آدم مشکوکیم تا ثابت بشه بدبخت خیلی هم درسته ، اول از ایرانیه کنار میکشیم و بهش رو راه نمیدیم اما همین که فهمیدیم یه کاره ای یا دستش به دهنش می رسه طرح دوستی می ریزیم که یه جورایی بهمون سود برسونه ! وای برما ، اینها ست که امروز ایران ما رو به اینجا رسونده اما وقتی میری تو فروشگاه canedian taier میبینی بیشتر چینی تایره و بازارشون همه دنیا رو گرفته آخ 

ببخشید که موضوع از مبحث امتحان خارج شد این چند ماهی که اینجا بودیم  اونقدر افسوس سر همین چیزها خوردیم  که اصلا نفهمیدم دارم از موضوع اصلی خارج میشم و سر درد دلم باز شد . اما این ترم  ما سه روز امتحان داشتیم و فوق العاده مشکل  بخش اول شامل 12 صفحه که در صفحه درک مطلب و سوالات جداگانه داشت در کل شامل 50 نمره ، بخش دوم  امتحان ecrie یا نوشتن بودن که تنها یه سوال ساده داشت و اون هم نوشتن چک و بقیه یه جورایی شبیه انشاء بود از جمله نوشتن یه کارت پستال برای تولد یک bebe ، نوشتن نامه برای معلم فرزندتون که امروز قرار ملاقات دندانپزشکی داره و شما قراره ساعت خاصی برید دنبالش و ازش بخواهید برای ساعت مشخصی فرزند شما آماده باشه ، کیف پول شما شامل مدارک و پول گم شده و شما باید اعلامیه ای  بنویسید تا یابنده با شما تماس بگیره ، و در انتها به یک متن گوش کردیم  و باید می نوشتیم این شخص کجا می خواد بره چه ساعتی قراره بره از چه مسیری میره و در نهایت آدرس که می داد برای محل مورد نظرش رو گوش بدیم به خاطر بسپوریم بعد روی کاغذ بنویسیم  . بخش سوم امتحان یه جور مکالمه بود که استاد از روز قبل برای هرکسی زمانی رو تعیین می کنه در حدود 15 تا 20 دقیقه و شما باید در مورد تمام مطالبی که اون ترم خوندی آماده باشی  چون مکلالمه آزاده و هر بحثی ممکنه مطرح بشه که شما باید با استاد به گفتگو بشینی .محسن که دانشگاه مونترال میره امتحان انشانویسی ، گرامر ، لیسنینگ ، ریدینگ، مصاحبه شفاهی و فونتیک داشته .

خیلی دوست دارم براتون می نویسم  اما وقت کم میارم و مجبورم  از سر و تهش بزنم و تقریبا ماهی یکبار براتون پست بذارم .

مثل همیشه برای همیهنان عزیزمون و البته میهنمون ایران آرزوی سرفرازی و سعادت داریم .

خداوند یار و یاور تان . ما رو از دعای خیر بی نصیب نذارید .قلب

 

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :