امروز 11/11/2011

عید غدیر مبارک

 

عید غدیر رو به همه شما عزیزان تبریک می گم به خصوص سیدها و از همین جا به مادر عزیزم که هر سال چنین روزی می رفتیم دیدنش . این چند روز بیش از همیشه به یاد مادرم بودم همین که نزدیک عید غدیر بود و همین که امیرحسین سرمای سختی خورده و تب و سرفه های شدید داره الان سه روزه مدرسه نرفته و ما هم روزی سه ساعت داریم غیبت می کنیم و نوبتی ازش نگهداری می کنیم شبها هم به خاطر سرفه و تب نمی تونیم خوب بخوابیم از اون طرف هر روز باید بریم کلاس که از درس عقب نمونیم و وقتی میام خونه ، مریض داری و کار خونه و خوندن درس و بی خوابی ... امروز وقتی اومدم شام و گذاشتم و نفهمیدم کی روی کاناپه خوابم رفت ، همیشه اینجور موقع ها مادرم فریاد رسم بود . دو هفته پیش پسرمون سرما خورد و ما هم که تعطیلی آخر ترممون بود و خونه بودیم نگذاشتیم یک روز بره مدرسه دو روز هم ویکند بود خوب خوب شد . اما سه شنبه صبح که بیدارشد سرفه می کرد فرستادمش مدرسه عصر که اومد دیدم حالش خوب نیست و سرفه هاش شدید شده نصف شب تب هم کرد که مجبور شدم چهارشنبه نذارم بره مدرسه طفلک بچه ام و می خواستند ببرند پارک و کل اون روز رو قراربود تو پارک باشن و براشون مراسم تدارک دیده بودند و 16$ ناقابل هم از پدر و مادرها گرفته بودند البته نهار رو باید خودمون براشون میگذاشتیم که به حال ما فرقی نمی کرد چون ما هر روز بهش نهار میدیم می بره . خلاصه صبح محسن رفت کلاس و عصر من ، اما عصر محسن برده بودش بیمارستان ما درست ساختمون بغل خونمون بیمارستان کودکانه وقتی عصر اومدم برام ار بیمارستان و امکاناتش که تعریف کرد یاد بیمارستان طالقانی که مخصوص کودکانه در تهران و امیر پارسال اونجا بستری شد افتادم گرچه رسیدگی خوبی داشتند اما هزینه های سر سام آورش که جلوی چشم خودمون یه خانواده بچه شون که خیلی هم حالش بد بود و باید بستری میشد و بردند چون نمی تونستند اونقدر هزینه کنند . دکتر تشخیص داده یه نوع ویروسه و برای سرفه هیچ دارویی نباید بگیره فقط باید لای پنجره باز باشه که هوای آزاد وارد خونه بشه مایعات به خصوص آب فراوان بخوره 3 تا 5 روز مدرسه نره و استراحت کنه در ضمن گفته این که تب داره خیلی هم خوبه چون بدن برای مبارزه با بیماری باید گرم تر باشه و این نشونه مقابله بدن با بیماریه و تا زمانی که حتی تب تا 39 درجه هم هست هیچ دارویی نباید داد که دمای بدن رو پایین بیاریم تا بدن بتون کار خودشو انجام بده در صورتی که تب به بالای 40 درجه برسه خطرناکه و باید به بیمارستان مراجعه کرد تعجب

راستی یادتون باشه با خودتون قرص و شربت سرماخوردگی بیارید که اینجا اصلا نمی دونن این دارو چیه اینجا بیشتر از advil استفاده می کنن که مثل استامینوفن خودمونه جالبه که بدونید ظاهرا داروی سرما خوردگی رو فرمولش و داروسازان گل خودمون کشف کردند که مخلوطی از استامینوفن و چند داروی مناسب حالت سرماخوردگی

امروز 11/11/2011 بود اتفاقی که هر 900 سال یکبار می افتد . جالبه بنویسم که امروز امیر حسین درست ساعت 11 وقت دندانپزشکی داشت و ساعت 11 و 11 دقیقه در کلینیک دندانپزشکی بود .

هوا اینجا حسابی سرد شده و امشب دمای هوا صفر درجه شده اما ظاهرا برای سه روز آینده کمی گرمتر میشه و از اون به بعد میریم که ننه سرما رو تجربه کنیم اونم از نوع کانادایی البته بهتره بگم قطبی امشب جتی دلم برای اون شبهای زمستونی ایران هم تنگ شده بود یادش به خیر مادر شوهرم معمولا بساط لبو گاهی کدو جلوایی رو راه می نداخت و می رفتیم طبقه بالا دور هم می خوردیم باور کنید گاهی دلم برای اون موقعها که دور هم فیلمهای تلویزیون ایران رو میدیم هم تنگ میشه .

برای همتون آرزوی روزهای خوش و سرشار از سلامتی و موفقیت داریم .

 

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :

5 ماه گذشت ...

 

سلام از همه شما که برام پیام تسلیت گذاشتید ممنونم امیدوارم سایه عزیزانتون همیشه بالای سرتون باشه .لبخند

درست تا چند ساعت دیگه حدود 150 روز از ورود ما به کانادا می گذره و چقدر زود گذشت ...

توی ماه گذشته وقت clsc داشتیم برای واکسن امیر حسین توی پستهایی که از ایران براتون می نوشتم مفصل توضیح داده بودم که کارت واکسن بچه ها باید تایید و ترجمه بشه همون روزهای اول که اومده بودیم رفتیم clsc ( مثل مرکز بهداشت خودمون ) برای 4 ماه بعدش وقت داد تا کارتهای بیمه مون بیاد چون در غیر اینصورت باید هزینه زدن واکسن رو بدید . نوبتی که داد تو اکتبر بود امیر 4 تا واکسن داشت که باید می زد که می دونم یکیش واکسن آبله مرغون که هنوز در ایران زده نمیشه پرسید آبله مرغون گرفته ؟ که گفتیم نگرفته واکسن کزاز رو براش زد و برای بعدی در ماه نوامبر وقت داده . گفت شاید تب کنه یا واکسنش ورم کنه که خدا رو شکر هیچ کدوم اتفاق نیوفتاد . می گم خدا رو شکر ، چون فردا شبش عروسی دعوت داشتیم قلبتشویق خیلی برای خودمون جالب بود چون فکرش رو هم نمی کردیم به این زودی ها رنگ عروسی ببینیم اونم یه عروسی با شکوه ایرانی بعد از 4 ماه و خورده ای زندگی در کانادا جای دوستای گلمون نوشین و آقا رضا و دخترهای نازشون نگین و نگار عزیز که الان در ایرانن خیلی برامون خالی بود امیدوارم به زودی کارهاشون ردیف بشه تا باز هم در کنارهم باشیم هورا

در مورد واکسن آنفولانزا بگم که اینجا در ماه نوامبر شروع می کنن به زدن که برای بچه های زیر دو سال و افراد مسن رایگانه ولی برای بقیه فکر کنم 10$ هزینه داره که باید همین روزها بریم بپرسیم کجا بریم برای امیر بزنیم چون مراکز خاصی فقط تزریق می کنن .

اما خبری که برای همه جامعه ایرانی تاسف بار بود موضوع اختلاس از بانک بود . خجالتعصبانیبدتر از اون اینکه رییس دزدها پاشده اومده چند قدمی مون و بدتر از اون دوستان و همیارانش یکی پس از دیگری چمدون بستند به سوی کانادا ( اول آقای خاوری به تورنتو ، حالا خانواده امیر خسروی به مونترال ... )

به نقل از مجله هفته :( به طور خلاصه )

آیا کانادا مآمن متهمان اختلاس است ؟

مردم کانادا به ویژه مهاجران و بیش از همه ، مهاجران ایرانی انتظار دارند دولت کانادا در رابطه با اخذ شهروندی آقای خاوری کاملا شفاف عمل کند . دولت کانادا تحقیقاتی را در زمینه تقلب احتمالی مدیر عامل سابق بانک ملی ایران ، برای تابعیت کانادایی وی آغاز کرده است .گروه های ایرانی مقیم کانادا نسبت به حضور وی در کانادا اعتراض کرده اند و خواستار محاکمه او به اتهام فعالیت در ایران شده اند یکی از نمایندگان این گروهها گفته ما می خواهیم بدانیم او پولش را از کجا آورده و چگونه یک ویلای 3 میلیون دلاری خریده ؟ آیا واقعا برای دریافت تابعیت خود در کانادا جضور داشته یا اینکه در این زمینه تقلبی صورت گرفته است؟

ما می توانیم امیدوار باشیم که در کانادا که کشور قانون است بار دیگر حق قربانی نشود .آمین متفکر

دیگه این که از فروشگاه مگا وانت که در پستهای قبلی براتون آدرسش رو گذاشتم کاپشن زمستونم و خریدم حدود 60 $ شد ( قیمتها رو میذارم برای عزیزانی که در ایران هستند و دوست دارند بدونن سال اول هزینه برآوردیشون چقدر میشه ) کاپشن من تا دمای منفی 30 درجه رو جواب میده اما اینجا می گن چند روزی دمایی که بدن احساس می کنه منهای 40 درجه است همون طور که قبلا هم گفتم اینجا هواشناسی در اوج  تابستون و زمستون دو دما رو اعلام می کنه  دمایی که همون درجه سرما و گرما است و دمایی که بدن اینجا احساس می کنه تابستونها به خاطر اینکه هوا به شدت شرجی میشه دمایی که بدن احساس می کنه بیشتره و زمستونها به خاطر وزش شدید باد ( وای یخ کردم خدا رحم کنه نمی دونم قراره چه زمستونی داشته باشیم ) سرمایی که بدن احساس می کنه بیشتره . البته اینجا کاپشنهایی هم هست از پر قو که از 400 $ شروع میشه تا 700$ که تو همون هوای منهای 40 فقط کافیه زیرش یه تی شرت بپوشی تعجب فوق العاده هم سبکه خواب که فعلا صلاح نیست ما دورو برش بپلکیم عینکا

اما خرید چکمه :

ما از فروشگاهی به نام mondo در خیابان ژان تلون ( h4p1w9 کدپستی ) خریدیم که کفش ها و چکمه های خیلی خوبی داره اما به قیمت همیشه حراج چکمه من قیمت اصلیش 180$ بود که تو حراج شده بود 110 $ چکمه محسن 110$ شد و حراج نشده بود اما ما دیگه وقت نداشتیم و خریدیم  از 2 نوامبر دوباره کلاسها شروع میشه یه چکمه هم محسن برای همین فصل خرید که قیمت اصلیش 90$ بود اما ما خریدیم 35$ اما قسمت بد قضیه اینه که اینجا پای صندوق که میری مبلغی هم به عنوان مالیات اضافه میشه که ما 40$ بابت مالیاتش پرداخت کردیم .

دیگه اینکه سرویس امیر از شروع مدرسش تا حالا 4 بار عوض شده و هر سری یه ساعتی رو برای بردن و آوردنش اعلام می کنن دیگه اینکه اینجا مثل ایران هم نیست که سرویس بیاد در خونه بچه رو سوار کنه در حوالی خونه یه ایستگاهی رو به شما اعلام می کنن همون جا بچه رو تحویل می گیرن و همون جا هم تحویل می دن . اما مشکل آخر ما این بود که سرویس اخری ساعت 40/8 میمومد دنبال امیر در حالیکه کلاس من

8/15 و کلاس محسن 30/8 شروع میشد به اضافه که من تقریبا 20 دقیقه با اتوبوس تا کلاسم طول میکشید و محسن 10 دقیقه البته با حالت دو که مجبور بودیم یه جوری با هم تقسیمش کنیم اینجا هم اگربیش تر از 15 دقیقه دیر تر به کلاس برسی با وجود حضور در کلاس غیبت می خوری و عجیب هم قانون رو رعایت می کنن و هیچ استثنا و پارتی و صمیمیت و ... بر نمیداره قانون قانونه هر کسی هستی حتی شاگرد اول کلاس در صورتی هم که بیش از 5 روز غیبت کنی به کل از کلاس حذف میشی که ما با بدبختی ترم و به آخر رسوندیم و حذف نشدیم همون وسط ترم در خواست جابجایی دادم یه مرکز هست که تا خونمون 5 دقیقه راهه روز آخر ترم خبر دادند که با در خواستم موافقت شده اما حواستون باشه که به راحتی کسی رو منتقل نمی کنن مگر دلیلتون خیلی قانع کننده باشه خدا رو شکر اما امیدوارم اینجا استادهای خوبی داشته باشه و خوب بتونم پیشرفت کنم تنها دلیلم برای جابجایی سرویس امیر بود . توکل به خدا به خودش می سپرم .

راستی بعضی دوستان پرسیده بودند هزینه کلاسها چقدره ؟ اینجا دولت کبک از یادگیری زبان فرانسه حمایت فوق العاده ای می کنه ما برای شرکت در کلاسها هیچ مبلغی پرداخت نکردیم تازه کتاب هم رایگان گرفتیم ماهانه مبلغ 460$ حقوق می گیریم در قبال مخارج اینجا خیلی ناچیزه اما بهتر از هیچیه

دیگه نگید پست بذارها ببینید چقدر نوشتم خستتون کردم  الان که پستم تموم شداینجا  ساعت نزدیک به 2 نصف شبه از فردا صبح هم دوباره کلاسم شروع میشه  دیگه باید برم بخوابم خمیازه

برای همتون آرزوهای خوب داریم .

پینوشت :

محض اطلاع : یکی از دوستان ما که الان در ایران هستند و بهار سال 91 عازم مونترال می باشند در صورتی که کسی در اون زمان عازم مونتراله و تمایل داره تا باهم یک کانتینر اجاره کنند و لوازم منزلشون در ایران رو با کشتی به کانادا بیارن در قسمت نظرات آمادگی خودش و اعلام کنن . چون انجام این کار برای یک نفر مقرون به صرفه نیست .از طرفی ایشون تابستان گذشته سفری به کانادا داشتند و با اشراف به این موضوع که فروش لوازم دست دو درایران به قیمت مفت و خرید لوازمی در ابتدای ورود به اینجا خیلی بدتر از اون آدم رو متحمل به دو ضرر می کنه ، این تصمیم رو گرفتند .

به خدا می سپاریمتان قلب

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :