حراج اثاثیه منزل

حراج اثایه منزلچشمک

از روز چهارشنبه سوم شهریور به اتفاق همسرم تصمیم به حراج اثاثیه منزل گرفتیم  البته نه اینکه یک دفعه این تصمیم و گرفته باشیم . از جلوتر این تصمیم رو داشتیم که توی شهریور وسایل را حراج کنیم . دلیل اول و از همه مهمتر آن این بود که ما تصمیم گرفتیم خانه رو بدیم مامان و بابا اینها بشینند که هم جای اونها بزرگتر بشه و هم خیال ما توی کانادا راحت تر باشه آخه اجاره دادن خانه به غریبه مشکلات خودشو داره .حالا اینکه چرا از الان؟اول اینکه به بابا و مامان  گفتیم  آخر شهریور وسایلشون بیارن اینجا با این حساب ما باید وسایلمون رد کنیم . دوم اینکه با توجه به تجربیات دوستان روزهای آخر خیلی سر همه شلوغ میشه از طرفی فروش لوازم خودش وقت گیر است  بنابراین ترجیح دادیم خیالمونو از بابت خانه و فروش وسایل راحت کنیم ... تا الان هم با اینکه چند روز بیشتر نگذشته فقط مقداری از خورده ریزهای آشپزخانه ، غذاساز ، یخچال و لباسشویی، فرشها ، اتوی پرسی، کمد و ویترین امیر حسین و دراور و صندلی میز کامپیوتر باقی مانده . شاید بگید اینها که خیلیه ولی باید بگم اجاق گاز ، تلوزیون و میز lcd ، مبلمان ، کلی ظرف و ظروف ، کمدهای لباس، تختخوابها، لوازم دکوری، مایکروویو و مابقی لوازم برقی آشپزخانه ، جاکفشی ، میز تلفن ،میز کامپیوتر و جاروبرقی و خیلی چیزهای دیگه از جمله مقداری از کفش لباسها هم به فروش رفته ، امیدوارم مابقی وسایل هم به خوبی فروش بره .

فقط موضوعی که پیش اومد و من و همسرم را تحت تأثیر گذاشت و خیلی هم دوست دارم براتون بنویسم اینه که همون روز اول حراج یک خانم محجبه برای خرید وسایل اومد و مقداری از ظرفها را خرید و بعد که موقع حساب کردن پولش شد گفت فکر نمی کردم اینقدر خرید کنم پولم کمه ، به اندازه ای که پول دارم یکسری از اجناس را می برم بقیش برام کنار بگذارید کسی نبره تا بعد ازظهر پول میارم وبقیه رو می برم بعد هم گفت اگر میشه حتماً برام نگه دارید چون من اینها رو خرید میکنم می ذارم کنار یه موقعی که می شنوم یه کسی دست و بالش تنگه و داره جهاز درست می کنه میدم بهش . بعد هم گفت ما خودمون مستأجریم و از خودمون زیاد چیزی نداریم من توی مهد کودک کار میکنم و هر ماه مقداری از حقوقم را کنار میذارم برای همین کار البته الان دارم یک سیسمونی درست میکنم برای یه عروسی که توی شهرستان و پدرش معتاد و طفلی مونده بدون سیسمونی ، خلاصه ما ظرفها رو کنار گذاشتیم بعد از ظهر اومد که ظرفها رو ببره ، ما یک عروسک سرامیکی بزرگ داشتیم که نظرش رو جلب کرد و گفت اینم برای همون سیسمونی می خوام و خرید ، من و همسرم قبل از اینکه بیاد باهم صحبت کردیم که یه جوری ازش یه شماره تلفن بگیریم که بعدها توی این کار خیرش کمکش کنیم وقتی اینو ازش خواستم شماره موبایلش و داد و ازم خواست از همسایه هاش و یک موسسه خیریه که آدرسش و داد تحقیق کنم و من هم گفتم اصلاً لازم نمی دونم اینکار رو بکنم  . نگاه به صورتش کردم خیلی زرد بود گفتم شاید روزه نباشه براش یه چیزی بیارم بخوره که گفت روزه نیستم ولی رنگ زردم مال بیماری خونی ای که دارم چند ساله دکترم جوابم کرده ولی هنوز خدا می خواد که من راه برم هر دفعه هم که پیش دکترم میرم بهم با شوخی می گه تو که هنوز زنده ای ! بهش گفتم از دعای کسانیه که دستشون می گیری و آبروشونو می خری ، واقعاً از ته دل دعا کنید خدا شفاش بده برای خدا که کاری نداره خدایا از ته دلم ازت می خوام کمک ایجور آدمها کنی .....

جهت اطلاع دوستان از چگونگی حراج وسایل .....

ما وسایلی مثل سرویس خواب ، جارو برقی ، گاز ، یخچال و لباسشویی نظیر اینها رو توسط یکی از سمساریها که آگهی خرید وسایلشون روی دیوارها هست قیمت گذاری کردیم برای ظرف و ظروف هم طی چند روز رفتیم شوش و قیمت وسایلمونو گرفتیم و چیزی پایین تر از اون و قیمت گذاشتیم چون دست دوم حساب میشه فرشها رو هم توسط فرش فروش قیمت گذاری کردیم . لازم به ذکره که ما به جز فرش دستباف بقیه وسایل و به قیمتی که سمساری و آقای فرش فروش گذاشته بود برای فروش گذاشتیم فرش دستباف رو هم آقای فرش فروش گفت من 200 یا 300 هزار تومان بالای قیمتی که از شما می خرم می فروشم اونم به این خاطره که ممکن چند ماه توی مغازه بمونه تا طالبش پیدابشه ما هم 100تومن بالاتر از قیمتی که گفته از ما می خره قیمت گذاشتیم.برای اعلام حراج لوازم هم آگهی بامتن

(فروش کلیه لوازم منزل به علت مهاجرت + شماره تلفن منزل )

روی کاغذ A5 زدیم و در محلهای اطراف منزل مثل سوپر ، نانوایی ، میوه فروشی و کنار عابر بانکها چسباندیم البته با چسب نواری که زیبایی دیوارها را خراب نکنیم . لازم به ذکر است که در پایین کاغذ شماره تماس را چندین بار تایپ کردیم و با قیچی جدا کردیم که جدا کردن و بردن آن برای مردم ساده باشه که اگر کاغذ و قلم همراهشون نبود مشکلی ایجاد نشود .

با این حساب بعد از فروش وسایل بار بزرگی از دوشمان برداشته میشه و فقط میمونه اومدن مدیکال و کارهای مربوط به اون . پیش بینی کردیم بعد از اینکه مامان اینها جابجا شدند یواش یواش شروع به خرید خورده ریزهایی که تصمیم داریم با خودمون ببریم کنیم و کم کم ساکها رو هم ببندیم تا روزهای آخر و فقط صرف دید و بازدید از دوستان و اقوام کنیم و در صورت امکان یک سفر کوچولو هم به زیارت امام رضا بریم . تا اینکه روزهای آخر خستگی فکری و ذهنی نداشته باشیم در ضمن چون به فصل پاییز و زمستان نزدیک میشیم با این کار زودتر آماده سفر خواهیم شد .

الان 11 ماه و 7 روز از تاریخ فایل نامبر فدرالمان می گذرد

امروز مصادف است با 17 رمضان سال 1431 و 28 آگوست 2010 . التماس دعا از همه عزیزان در شبهای قدر ما رو هم فراموش نکنید . 

با امید قبولی عبادتهای شما.بای بای

پینوشت ١ :

بعد از گذشت تقریباً 2 هفته از حراج لوازم ، تقریباً خونه خالی شده و فقط لباسشویی ، جاکتابی امیر حسین، فرش دستبافت و DVD باقی مونده که امیدوارم اونها هم در همین روزها فروش بره . البته یخچال و تلوزیون و اجاق گاز رو قرار شده از 25 تا 27 شهریور که قراره مامان اینها اسبابهاشونو میارن تحویل بدیم .

در مورد سفارت هم از دوستان ( ساناز و هومن عزیز) شنیدم ظاهراً سیستم هاشون مشکل پیدا کرده و تا برطرف شدن مشکل از دادن ویزا ، مدیکال و حتی csq  خودداری می کنند . به هر حال امیدوارم هر چه زودتر این بلایای طبیعی و غیر طبیعی دست از سر کچل هر چی سفارت و سفارتی برداره .خمیازه که دیگه دارن دیونمون می کنن . استرس

پینوشت٢ :

یک هفته پیش یکی از آشنایان ما برای مصاحبه به سوریه رفته بود و می گفت سفارت به همه کسانی که قبول می شدند می گفته csq را خودمون براتون پست می کنیم ولی موقع مصاحبه ایشان شانس آوردند و شخص دیگه ای که افسر پرونده بوده این برگه را به ایشون داده ، اینطور که معلومه سفارت فقط قصد به تعویق انداختن مراحل مهاجرت را دارد در واقع با ندادن برگه csq در روز مصاحبه گرفتن فایل فدرال را به تعویق  می ندازه و کسی نمی تونه در همون جا تشکیل پرونده برای فدرال بده و عملاً چند وقت فقط گرفتن فایل فدرال طول میکشه !!!!!!!!! در واقع خرابی سیستمها شایعه ای بیش نیست . از طرفی سفارت سالانه تعدادخاصی ویزا صادر می کنه و احتمالی هم که اینجانب میدهم و فقط زاییده فکر خودمه و سندیت هم نداره اینه که من حدس می زنم تعداد ویزاهای صادره تا این موقع سال یا ظرفیت را تکمیل کرده و یا رو به اتمامه در نتیجه در این 3 ماه باقیمانده تا پایان سال تعداد ویزاهایی که صادر میشه به نسبت ماههای قبل آنقدر کاهش پیدا کرده که محسوسه تعجب

این هم که زمان ارسال مدیکال و ویزا ها را افزایش دادند به خاطر همین حجم زیاد درخواستهاست و این در حالی است که کشور کانادا ظرفیت مهاجران را برای پذیرش سالانه به کانادا افزایش نداده .

امروز89/07/01 پنج شنبه مصادف با 23 سپتامبر 2010 درست 12 ماه و 2 روزه که فایل فدرال را گرفتیم و منتظر مدیکال جان هستیم ، فقط امیدواریم زودتر چشممان به جمالش منور بشه که سخت دلتنگشیم و حال و هوای ما در این روزها :

کلافه منتظر  ناراحت گریه نگران  دل شکستهاوهاسترس

برای همه دوستان آرزوی روزهای خوبی را داریم . مریم و محسن .

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :