بیماری امیرحسین در اثر آلودگی هوا و ارسال آبدیت مدارک

با عرض تشکر از همه  دوستای خوبمون که در پست قبلی نسبت به ما اظهار لطف داشتند . راستش این آلودگی هوا توی خونه ما هم فاجعه ای آفریده که ظاهراً به این راحتی ها دست از سر ما بر نمی داره . از روز یک شنبه هفته گذشته پسرم کمی سرفه می کرد از نزدیکهای صبح دوشنبه هم تب شدیدی کرد که نگو و نپرس تعجب خوشبختانه دکتر پسر من ، هم صبحها و هم بعد از ظهرها در مطب هستند و ما هم سریع رفتیم خدمت دکتر و ایشون تشخیص دادند چون پسرم کمتر از یک ماه که به بیماری سر ماخوردگی مبتلا شده بوده باید آزمایش خون بده که مطمئن بشه عفونت وارد خون نشده همچنین یک عکس از ریه ها از طرفی به دلیل سر دردی که داشت خواست تا یک عکس هم از سینوسها بگیریم و با تجویز استامینوفن برگشتیم که تا بعد ازظهر جوابها رو ببریم .

خوشبختانه جواب آزمایش خون و عکس ریه خوب بود و هیچ علامتی از عفونت دیده نشد اما کمی سینوسها در گیر شده بود ایشون صلاح دیدند ما امیر حسین رو در بیمارستان بستری کنیم تا تب بالا که 39 تا 40 درجه می رفت کنترل بشه .گریه

یکراست رفتیم بیمارستان کودکان خیابان طالقانی پزشک اورژانس دستور بستری رو داد و ما از دوشنبه تا پنج شنبه در گیر بیمارستان بودیم و پزشک اونجا هم به این نتیجه رسید که آلرژی پسرم و آلودگی شدید هوا باعث این مشکل شده و علی رغم اینکه در وضعیت ظاهری هیچ علامت بهبودی ما ندیدیم ولی پسرم ترخیص شد . اما خداییش جا داره از پرسنل پرستاران این بیمارستان به خصوص بخش 3 که ما بودیم تشکر کنم ، البته یک شیفت اونها (علی رغم رضایت از حقوق و مزایای بیمارستان ) اونقدر مهربون و دلسوزانه به بچه ها رسیدگی می کردند که من واقعاً با خودم می گفتم اگر همه جای ایران اینطوری در محل کارشون کار می کردند الان اینجا گلستون بود باور نمی کنید اونقدر محبتشون به بچه های بستری بی منت بود که وقتی من از اونها خواستم تا برای عرض تشکر اسامیشون رو بگن تا به رئیس بخش بدم از گفتن اسامی امتناع کردند و می گفتند اصلاً ما کاری نکردیم و من در برگه اظهار نظر  که آخر سر می دادند با ذکر شیفتشون این کار رو کردم . خلاصه روز 5شنبه ظهر اومدیم خونه ولی امیرحسین عصر همون روز دوباره تب 40 درجه کرد و از جمعه تا حالا هم دچار بیرون روی و استفراغ شده که ظاهراً مراحل بعدی رو برای دفع آلودگی تنفسی از بدن داره طی می میکنه ، از اون روز تا حالا دوبار دیگه هم بردیمش دکتر و نظرشون اینه که باید دوره اش طی بشه . فکر کنید چقدر بده که ما در این هوا باید زندگی کنیم و همه عمرمون و با بیماری بگذرونیم از بچه چند ماهه تا بچه 10،11 ساله اونجا بستری بودند و 80 درصد اونها مشکل آلودگی هوا رو داشتن بدون داشتن کوچکترین عفونت در بدنعصبانیفکر کنید افرادی بودند که میامدن اونجا به خاطر هزینه بالای بستری که البته آخر سر دریافت میشد ولی با پرسیدن این که هزینه شبی چقدره ؟ و شنیدن جواب آروم سرشون و می نداختن پایین و می رفتن و به نوعی مجبور به ترک بیمارستان می شدند بعضی ها هم می گفتند اول رفتیم بیمارستان دولتی پر بوده و ظرفیت پذیرش نداشته افسوس مجبور شدیم بیایم اینجا ، از طرفی بودند کسایی که چون بخش اتاق خصوصی نداشت و برای اینکه بچه اونها از آلودگی دورتر باشه حاضر بودند با مبلغ خیلی بالاتر اتاق دوتخته رو خصوصی برای خودشون بگیرن که به نظر من اصلاً لزومی نداشت چون خود بیمارستان بچه هایی که بیماری یکسان داشتند رو در یک اتاق بستری می کرد که میکروب و ویروس دیگه ای بچه ها رو تهدید نکنه و مرتب اتاقها و سالن اصلی ضد عفونی میشد ای کاش اون آدمها فکر می کردند حالا که خدا لطفشو شامل حال اونها کرده و استطاعت مالی دارن فقط یک ساعت از وقتشون در اورژانس بیمارستان بگذرونند و هزینه اون یکی تخت رو برای بچه ای بدن که در اثر بستری نشدن مجبوره زجر بیشتری بکشه یا شاید در اثر یک عفونت بعدها عوارضی جبران ناپذیر براش پیش بیاد و یا خدایی نکرده جانش و از دست بده .

سوال

الان هم امیر حسین بعد از گذشت چند روز تبش کم شده ولی همچنان در گیر مشکلات دیگه هستیم . از همتون می خوام همین الان برای شفای اون بچه هایی که دچار بیماریهای لا علاج هستند دعا کنید . آمین

در مورد روند کار مهاجرت هم باید بگم که روز سه شنبه 89/10/14 مدارک رو با پست آرامکس برای سفارت فرستادیم و الان در پست سوریه به سر میبره ( به دلیل تعطیلات این چند روز سفارت ) و فردا تحویل سفارت میشه و ما همواره منتظر منتظر

در ضمن از دوستانی که آبدیت مدارکشون فرستادند و مدیکالشون دریافت کردند یا دریافت خواهند کرد ممنون میشیم  لطف کنند در قسمت نظرها جهت اطلاع سایر دوستان بگن بعد از چند روز مدیکالشون آماده شده لبخند

همه کوچولوهای دنیا رو به خدای مهربون میسپارم و ازش می خوام هیچ بچه ای روی تخت بیمارستان بستری نشه و اگر شد خودش لطف و کرمش و شامل حالش کنه و دل پدرها مادرها رو شاد . بای بای

 

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩
تگ ها :