فریت بار و اولویت وسایل

سلام بر شما هموطنان این پست رو همسر عزیزم محسن براتون میذاره فقط من دارم تایپ می کنم .اما قبل از اون از اوضاع آب و هوا اینجا براتون می گم شاید دوست داشته باشید .

در مورد اوضاع آب هوا هم براتون بگم ماه جون که ما اومدیم هوا کاملا بهاری بود قلب در حدود 26 درجه از ابتدای جولای کمی گرمتر شد و با روطوبت بالای 30 درجه شده بود لبخند اما در ابتدای آگوست حدود 2 هفته پیش برای 3 یا 4 روز اینجا هوا به شدت گرم شد و به 46 درجه با احساس رطوبت رسید کلافهکه خیلی ها اینجا رفتند و کولر گازی خریدند( آخه اینجا خونه ها معمولا مال 40 یا 50 سال پیشه و چون اون موقعها اینجا هوا خیلی خنک بوده خونه هاشون سیستم کانال کشی کولر نداره البته خیلی چیزها نداره که شاید دونستنش بد نباشه اگر چه مربوط به این پست نمیشه اما براتون می نوسیم یکی کف آشپزخونه و سرویس های بهداشتی کف شور نداره واگر آب بریزه به سقف طبقه پایین آسیب می رسونه ، دیگه اینکه اینها در توالت هاشون شلنگ و یا سیستمی برای شستشو ندارند و فقط از دستمال کاغذی استفاده می کنن عصبانیالبته نگران نباشید اینجا معمولا در فروشگاههای دولار ما یه جور آب پاشهای کوچک خانگی هست که هر وقت تشریف آوردید یکی بخرید که کاربرد همون آفتابه های 50 سال پیش خودمون داره این هم یکی از نشانه های تمدن و فرهنگ ما ایرانیها و نشانه ای از رعایت اصول اولیه اسلام که همون بهداشته و موقعی که دنیا نه حمام داشت و نه هیچ چیز دیگه ما صاحب همه چیز بودیم و اینم از الان و یک کشور پیشرفته که هنوز به لوزوم این چیزها پی نبرده ) بگذریم داشتم از هواشناسی می گفتم هوا هم خیلی شرجیه طوری که هر چی کف خونه رو طی میکشیم یا کابینتها رو دستمال می کشیدم می دیدم نوچه و من خیلی بدم میاد اما هر چی از درجه گرما کم میشه این حس هم کمتر احساس میشه ، از 10 آگوست یا همون 20 مرداد ماه اینجا هوا داره پاییزی میشه و بعضی روزها صبجها و عصرها لازمه یه سویشرت همراهمون باشه ما که تازه از ایران اومدیم و هنوز زمستون ندیدیم سردمون میشه ولی خودشون که اینجا بزرگ شدند با آستین حلقه ای و شلوارک هم می گردند . تعجب سوال ولی باور کنید سرده

و اما فریت :

دوستان ما آنچه رو که در تجربه شخصی خودمون به دست آوردیم براتون می نویسیم و شما بهتره از راهنمایی دوستان دیگه ای هم که وسایلشون و فریت کردن استفاده کنید تا به بهترین نتیجه با شرایط خودتون برسید .

بهتره حدوداً یک هفته قبل از پرواز یه سر به فرودگاه برید . قبل از رسیدن به فرودگاه منظورم همون قسمتیه که برای مسافرهاست ، دست راستتون یک خیابونه واردش که بشید ،  شما یک سوله بزرگ به رنگ سبز و قرمز می بینید که مربوط به هواپیمایی ماهان است . درست کنار آن محل دفتر فریت ایران ایر است . از نگهبانی بخواهید دفتر اصلی فریت ایران ایر را به شما نشون بده البته اگر می خواهید با ارزانترین قیمت و البته سالم به مقصد برسد .علامت مشخصه آنها پیراهن سفید با اتیکت نام و نام خانوادگیبر روی سینه است . به آنجا برید و مرجله به مرجله با آنها پیش برید و خودتون کار خودتون را انجام بدید و اگر کسی پیشنهاد کمک به شما داد مواظب باشید که دلال نباشه . برای گرفتن بارنامه به کانکس 23 و یا 24 مراجعه کنید ( آقای علیزاده یا خانم سلامی که کارمند ایران ایر هستند بقیه دلالند ) که آنها متعلق به ایران ایر هستند البته در مکان دیگری قرار دارند که نزدیکتر به ساختمون ترمیناله البته خودشون در این مرحله شما رو برای رفتن به آنجا راهنمایی می کنن . قیمت بار زیر 100 کیلو حدودا کیلویی 4200 تومان است . در کل قبل از مراجعه تلفنی پیگیری کنید ( این هم شماره تلفن فروش بار ایران ایر 51005137 و 55677707 ) و بعد از آن هم مراجعه حضوری کنید که باید کپی و اصل بلیط و پاسپورت رو با خودتون ببرید قبلش زیر و بم آن رو در بیاورید تا دچار مشکل نشوید . در ضمن تا یادم نرفته بگم اگر شما کپی بلیط و پاسپورتتون رو نزد یکی از اقوام در ایران بذارید تا 6 ماه بعد از پرواز هم می تونن به صورت فریت برای شما چیزهایی بفرستند . اما در مورد رسیدن وسایل اینجا و گرفتن از فرودگاه مطالبی هست که یا براتون پینوشت می کنم یا در پست بعدی میذارم .

اما اولویت وسایل :

از خوراکی ها :

سبزی خشک ( اینجا تره نیست سبزی هم خیلی در مقایسه با ایران گرونه  ) بهتره مقداری سبزی رو بعد از خشک کردن برای پلو و قورمه یا آش اگر اهلش هستید قاطی کنید و بقیه رو بصورت جداگانه بیارید که اگر از هر کدوم تموم شد همین جا قاطی کنید سبزیجاتی که ما آوردیم شامل : فورمه ، پلو ، نعناع ، شوید ، تره ، گشنیز ، جعفری ، ترخون ، مرزه ، شنبلیله ، لوبیا سبز ، باقالی

خاکشیر، مقداری نبات ، عرق نعناع ،گلاب ،1قوطی چایی برای روزهای اول ، ادویه جات ، خرما خشک ( اگر دوست دارید ) ، کمی قند ، اگر بچه دار هستید مقداری خوراکی یا میوه برای توقف میانی در فرودگاه چون خیلی قیمت ها بالاست ، دارو ( که لیستش در پستهایی که از ایران نوشتم گذاشتم ) زعفران ، زرشک ، آلو ، خشکبار

ظروف آشپزخانه :

قاشق و چنگال استیل ( اینجا خیلی گرونه و سرویس ها هم 6 نفره نیست ) لیوان دسته دار بلور برای چایی ( اینجا از نوع ارزون موجود نیست فقط سرامیکی هست ) قوری چینی و کتری ،اگر سرویس قابلمه تفلون در ایران خارجی دارید می خواهید مفت بفروشید این کا رو نکنید با خودتون بیارید ( اینجا تو حراج قیمتها خوب میشه اما من در کل ترجیح می دم اگر به اندازه یک قاشق چایخوری هم جا دارید از ایران بیارید چون اینجا تا مدتها باید از جیب خرج کنید هر چی کمتر خرج کنید به نفعتونه ) سرویس عذا خوری 6 نفره سبک ( از آوردن لیوان آب خودداری کنید در فروشگاههای 1 دلاری می تونید تهیه کنید ) 1 قابلمه روحی کوچک ( چون اینجا ماست گرونه و به صرفه تره که خودتون درست کنید ) 1 عدد ظرف پیرکس ( البته اگر بارتون اجازه داد هم از نوع ماهی تابه و هم از نوع قابلمه )

متفرقه :

لباس زیر و جوراب برای مصرف یک سال ، لیف ایرانی ، لباسهای خوبتون و حتما بیارید ، مقداری اسباب بازی برای بچه ها به خصوص خوبهاش ، اینجا اسباب بازی خوب خیلی گرونه ، روتختی ، ملافه و رو بالشی ،پتو گلبافت ،دمپایی رو فرشی خوشگل ، دمپایی پلاستیکی نیکتا ( اینجا دمپایی های پیلاستیکیش خیلی زشته ) اهل حجاب هستید مانتو و شال و روسری اضافه ( مانتو هاشون برای عربهاست و خیلی بلنده ، و شال و روسری هم مال ایران خوشگل تره ) فرش ماشینی 3متری بهتره ، طلا و جواهر در حد استفاده ( چون اینجا برای نگهداری اشیا قیمتی در منزل امن نیست احتمال اومدن دزد هست و بانکها بعد از شش ماه صندوق امانات را به شما اجاره میدن تنها تا 6 ماه رایگانه) قران و مفاتیح با ترجمه فارسی ، اینجا کتاب هم گرونه کتابهای مورد علاقه فرزندتون و کتابهای ضروری خودتون و بیارید البته دیکشنری با ایران یه قیمته اگر ندارید نخرید و همین جا بخرید ، چیزهایی که ازشون خاطره دارید و در مواقع دلتنگی شما را آروم می کنه خیلی اینجا بهتون آرامش میده حتی اگر عکس یا هدیه از عزیزی باشه ، سی دی های نرم افزار مثل کینگ ، چند بسته کیسه فریزر ( اینجا ازاون کیسه فریزرهای خودمون نیست و فقط زیپ کیف هست ، چکمه های ایرانتون برای فصل پاییز و بهار در بارون به دردتون می خوره ، سویشرت و بارانی خوب دارید بیارید .

اگر سوالی داشتید بپرسید در خدمتیم .

اوضاع و احوال ما :

حالمون خوبه از اومدن به کانادا هنوز پشیمون که نیستیم هیچ خدا رو هم هزاران بار شاکریم . اما همون دلتنگی ها یی که همه ازش میگن سراغمون میاد گاهی یه کوچولو غمگین میشیم ولی گذراست و خوشبختانه اینجا تقریبا همه ویکندها یه جشن و فستیوالی برگزار میشه که با رفتن به این جاها آدم خیلی روحیش عوض میشه دیگه اینکه در مورد شروع کلاسهای فول تایم ، از چهارشنبه کلاسهای محسن شروع میشه و کلاسهاش در دانشگاه مونترال تشکیل میشه همه میگن خیلی جای خوبی افتاده سطح کلاسها خوبه ولی زیاد باید بخونه چون خیلی سخت می گیرن . کلاسهای من هم تقریبا تا 15 روز دیگه شروع میشه و همین یکی دو روزه قرار جای کلاسهای من هم معلوم بشه دعا کنید بعد از پایان دوره خوب یاد بگیرم . اینجا همه چی بستگی به سطح زبان داره .

 امیر حسین هم از 29 آگوست میره مدرسه اینجا لوازم مورد نیاز بچه ها برای مدرسه حراج شده و واقعا حراج شده بر عکس ایران خودمون که این موقعها قیمت ها بالا میره . با مهد هم کنار اومده و خیلی دوست داره امیدوارم از مدرسش هم خوشش بیاد . راستی چند روز پیش تعریف کرد که مصطفی هم کلاسیشون که کاناداییه به این و آرش به فارسی گفته بدو بیا و خودش دویده رفته و دیگه اینکه یه دختر همکلاسیشون به اسم" لق " مثل امیر و آرش بالا و پایین میپریده و می گفته 1،2,3 خنده به قول سارا به جای اینکه اینها زبان یاد بگیرن دارن به همکلاسیهاشون زبان فارسی یاد می دن . قهقهه خدا رو چه دیدی شاید زورشون رسید زبان رسمی کانادا شد فارسی دیگه همه ایرانی ها از خوندن زبان به خصوص زبان فرانسه نجات پیدا خواهند کرد زبان

 این هفته هم جشن بچه ها برگزار شد که خیلی با شکوه بود و به امیر حسابی خوش گذشت هر ساله اواسط آگوست یعنی 2  هفته قبل از آغاز مدرسه ها این جشن در پارک ژان د قپو برگزار میشه جالبه که بلیط اتوبوس و مترو برای اون مسیر رایگان میدن که ما چون بلیط ماهانه می خریم نگرفتیم . بازدید از موزه های اونجا برای بچه ها رایگان بود . ماشین و موتور پلیس آورده بودند که بچه ها می رفتند خودشون سوار میشدند و پلیس ها با بچه ها عکس یادگاری می گرفتند . قسمتی برای آشنایی بچه ها با علوم طراحی شده بود که امیر حسین رفت با میکروسکوپ چند مدل برگ و سنگ رو زیر میکروسکوپ دید . یک غرفه هم چینی ها داشتند که اعداد رو به زبان خودشون نوشته بودند و به بچه ها کاغذ و قلم می دادند تا نوشتن چینی یاد بگیرن و آخر سر بهشون آب نبات می دادن که امیر حسین گفت من می خوام فارسی بنویسم و برای خانمه چینیه نوشت آب ، نان ... و اون خانم هم که خوشش اومده بود بهش یه آب نبات داد . دیگه اینکه صورتشون و نقاشی کردند ، یه قسمتی هم بود که به بچه ها و پدر و مادرها یکی یک کونگا می دادن برای نواختن و یه آقای سیاه پوست می زد و یاد می داد و ما هم می زدیم تجربه جالبی بود در حین نواختن یه خانم چینی اومد و از من اجازه گرفت تا از امیر جسین عکس و فیلم بگیره و گفت هفته آینده از تلویزیون پخش میشه من هم اجازه دادم . کلی هم تشکر کرد . اینجا برای هر چیز کوچکی  از شما تشکر می کنن و اگر سهوا تنتون بهم بخوره حتی اگر مقصر نباشن عذر خواهی می کنن . بچه ها کاردستی های زیادی درست کردند ، چند محوطه بزرگ برای بازی با اسباب بازیهای بادی بود که همش هم رایگان بود . اجرای نمایش و حرکتهای زیبای ژیمناستیک توسط بچه های ورزشکار خلاصه خیلی تهیه دیده بودند ما که بیش از 5 ساعت اونجا بودیم باز هم به خیلی جاها نرسیدیم . جای همه دوستان خالی بود به خصوص دوستای امیر حسین که الان ایرانن با امیرحسین یادشون کردیم . امیدوارم زیر سایه پدر و مادر همیشه شاد و موفق باشند .

راستی عزیزان در شبهای عزیز قدر دعا برای همه اسیران بستر بیماری و گرفتارها رو فراموش نکنید . به امید قبولی طاعات و عبادات همه مومنان لبخند 

منتظر شنیدن خبرهای خوب از شما دوستان هستیم . همچنان نظرهای شما مشوق ما برای نوشتن خواهد بود . به خداوند می سپاریمتان . شاد و سرافراز باشید . لبخند

 

  
نویسنده : محسن و مریم ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :