خداحافظ دوستان

 

روزهای آخره که در ایران هستیم و بسیار خوشحال از اینکه نتیجه 3 سال انتظار و زحمت حاصل شد ، چه روزها و شبها که رویای این لحظات را در سر می پروراندیم و انتظارش را می کشیدیم . از ته دل آرزو می کنیم که شما دوستان در هر مرحله از پروسه مهاجرت که هستید طعم خوش این روزها را بچشید .

از پنج شنبه تا حالا هم هر سه نفرمون شدیداً سرما خوردیم اوه  و توی این روزها که دید و بازدید داریم و کارهای نهایی رو باید انجام بدیم ضعف بدن روند کارها رو کندتر کرده و باعث شد امروز صبح همسرم از دیدار دوستان گل وبلاگیش که بیش از یک هفته انتظار دیدارشون رو داشت باز بمونه و عصر و شام هم قرار بود با دوستم  باشیم که این مریضی بی موقع ما رو خونه نشین کرد  عصبانیو فقط در اثر ضعف شدید استراحت کردیم و یه روز رو که می تونست خیلی خاطره انگیز باشه از ما گرفت ، قراره این چند روز باقی مونده رو با خانواده ام بگذرونیم و فردا شب میهمان برادرم و همسرش هستیم و پس فردا نهار هم در خدمت خانواده عموم هستیم و از یک شنبه شب احتمالاً فقط در کنار پدر و مادرم خواهیم بود . در روزهای گذشته هم به دیدار خانواده خاله همسر عزیزم رفتم که برای ما بچه های این خاله  دست کمی از خواهر و برادرهامون ندارند و جزو کسانی هستند که همیشه مشتاق دیدارشون هستیم . برای همشون آرزوی سلامتی و رسیدن به آرزوهاشون و داریم . قلب

در مورد اجاره خونه هم یکی از دوستان زحمت کشیدند از طریق شرکت کنپارس یه آپارتمان با وسایل در داون تاون برایمان پیدا کردند که در پستهای بعدی در این مورد بیشتر براتون خواهم نوشت .

این روزها مشغول آخرین امور اداری و شبها به جمع آوری نهایی وسایل و خداحافظی کردن از دوستان و آشنایان سرگرم هستیم . و چون کارهامون با برنامه ریزی داره پیش میره احساس اظطرابی ندارم و خوشحالم .

اما در مورد بستن بارها که حدوداً 20 باری این کار تکرار شد بالاخره مجبور شدیم فرش و سرویس آرکوپال رو فریت کنیم که قراره یک روز قبل از پرواز بارها رو تحویل قسمت فریت بدیم و چون احتمالاً زمانی برای توضیح نداریم بعداً این مرحله رو به طور مفصل براتون می نویسیم تا گیر دلالها  نیوفتید و با هزینه مناسب این کار رو انجام بدید .

عده ای از دوستان خواسته بودند تا لیست داروها رو براشون بذاریم که در زیز براتون گذاشتیم :

برای بزرگسال :کپسول چرک خشک کن، قرص سرما خوردگی،قرص بروفن، قرص سیتریزین ، قرص استامینوفن،پماد پیروکسی کام ، قطره و پماد چشمی ، پماد موپیروسین 2 درصد یا تترا سایکلین ، پماد سوختگی ، پماد فلوئوسینولون 25% ، دارو جهت مصرف خانمها ، قرص دی سیکلومین یا دیفنوکسیلات 

برای بچه ها : شربت استامینوفن ، شربت سیتریزین ، شربت بروفن ، شربت دیفن هیدرامین ، قرص بیسموت ساب سیترات ، قطره متو کلوپرامید ، شربت سرما خوردگی ، شربت تئوفیلین جی ، قطره بینی سدیم کلراید ، شربت دی سیکلومین ، شربت دکسترو رامین - پی ، شیاف ،

چسب زخم ، درجه تب ، قطره چکان

لازم به توضیح است که ما با تجویز و دستور استفاده از پزشک خانوادگیمون این داروها رو داریم می بریم و لازمه شما به پزشکتون مراجعه کنید تا با شرایط خودتون دستور مصرف دارها رو هم بگیرید .

ما برای چهارشنبه شب یک ون برای خودمون اجاره کردیم تا چمدون و ساکها رو هم با همون به فرودگاه ببیرم . و به امید خدا ساعت 3/20 با لوفتانزا به فرانکفورت و بعد با ایر کانادا به مونترال خواهیم رفت . به محض دسترسی به اینترنت براتون از جزئیات سفر خواهیم نوشت . احتمال داره از فردا دسترسی به اینترنتمون محدود بشه ولی سعی ما براینه که همه پیامهای شما عزیزان رو بخونیم و پاسخ بدیم . مطمئن باشید فراموشتون نمی کنیم و شما رو به خدای بزرگ می سپاریم . برامون دعا کنید و نظراتتون رو بنویسید هم شمایی که در کانادا هستید تا از تجربیاتتون بهره بگیریم و هم شمایی که به امید خدا به ما ملحق خواهید شد تا ما هرچه بیشتر از گذشته دلگرمتر باشیم . دعا رو فراموش نکنید . در پناه حق باشید .لبخندبای بای

 

 

/ 64 نظر / 225 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریار

مریم جان خوشحالم که اوضاعتون رو به راهه و تقریبا مستقر شدید. منتظرت می مونیم. برات دعا می کنیم عزیزم.

omidban

سلام سلام مبارکه انشاا... به سلامتی دیگه راهی شدید.

فریار

[گل][قلب]

مامان سارا

سلام خوبید؟ همه چی رو به راهه؟ منتظر پست جدیدتونم

مامان سارا

سلام دوباره اینکه میگن از فرش و جواهر عکس بگیرید درسته؟ و اینکه در لیستی که برای یک سال آینده است مثلا چه چیزایی نوشتید.؟ آیا نیاز به مستندات مثل عکس و قیمت و غیره است؟ مثلا تابلو یا فرش یا تابلو فرش باید ابعادش قید بشه؟ و اینکه این لیست اجناسیه که توسط دیگران هم میتونه برامون آورده بشه؟ سوال آخر در فرودگاه امام به طلا و جواهر که در کیف دستی باشه ایراد میگیرن؟ ببخشید سوالاتم زیاد شد ممنون

فهیمه

سلام مریم خانم و آقا محسن و امیر حسین عزیز . حالتون جطوره ؟ همیشه به یادتون هستم و براتون دعا میکنم البته آنقدر با محبت هستید که مطمئنا خدا همه کاراتون را درست میکنه . امیر حسین چکار میکنه ؟ پسرای من هنوز از من میخوان که 1 روز بریم خونشون وقتی گفتم شما رفتید کانادا میگه مامان پس کی این نامه ما هم می آد که ما هم بریم پیش دوستمون . ما هنوز مدیکال نگرفتیم برامون دعا کنید . من شما را فقط1 بار دیدم و چند بار صداتون را شنیدم ولی از محبت فراوان شما همیشه انرژی گرفتم اصلا اهل تعارف نیستم این واقعیت است که مینویسم . امید وارم به زودی در مونترال ببینمتون . امیر حسین گل را ببوسید و منتظر پست جدید هستم . اگر امکان داشت شماره تماس هم به من بدهید ممنون خدا نگهدار . اکنون میدانم که خدا میخواهد که صاحب همه چیز باشید همه چیزهایی که دوست دارید و زندگی شما را در این دنیا شکوفاتر میسازد . خدا محبت است و افزایش همواره با خداست .

فریار

سلام خوب من [گل][ماچ][گل]

حسن

وبلاگ شما توجهم رو جلب کرد.انشاالله همیشه موفق باشید و به نوشتن ادامه بدین. همه یادداشتها تونو خوندم تا اینجا برام مفید بود.بسیار مایلم بدونم آیابا سن حدود 40 هم مناسبه برای مهاجرت اقدام کنیم یانه؟

رضا

سلام من امروز این پست رو پیدا کردم خیلی خوشحالم که به آرزوتون رسیدین وتبریک به خاطر این همه پشت کار فقط یه سوال مهم دارم اینکه شغل شما وهمسرتان چیه و آیا الان مشغول هستید یه خیر؟ممنون از لطف شما

نیوشا

این تابلویی که گذاشتی اون بالا چقدر دلتنگ کننده هست مریم جان.[گریه]