آغاز سال 1391 بر همه ایرانیان فرخنده باد

سلام ، سال نو همگی مبارک قلب

امیدوارم  سال سلامتی ، آرامش و رسیدن به آرزوها تون باشه . هورا

از همه دوستانی که ما رو مورد لطف و محبت خودشون قرار دادند و برامون پیام تبریک گذاشتند صمیمانه سپاسگزاریم ماچ 

از پدر و مادر و خواهرها و تنها بردارم برای عیدهای با ارزشی که برامون فرستادند تشکر می کنیم و از همین جا می بوسمشون و براشون آرزوی بهترینها رو داریم امیدوارم باز هم سالی قسمت بشه که باهم سر یه سفره هفت سین سال رو نو کنیم .

پارسال شب سال نو خونه آقاجون خدا بیامرز بودیم . یادش گرامی روحش قرین رحمت

لبخند 

از خدای مهربون سپاسگزارم به خاطر دوستای خوبی که افتخار اشنایی با اونها رو داریم ، اینجا دوستای با صداقت و مهربونی داریم خیلی خوشحالم و از اون جمله آشنایی با دوست خوبم مریم و همسر و پسر نازنینش که تازگی به جمع صمیمی ما اومدند . به هر حال اینجا اولش با یک سری آشنا میشید که شاید بعد از مدتی احساس کنید زیاد هم با هم هماهنگ نیستید و به مرور تشابهات اخلاقی باعث میشه اونهایی که از لجاظ روحی با هم بیشتر هماهنگ هستند همدیگر رو جذب کنند .

چهارشنبه سوری هم اینجا به اتفاق همه دوستان خوبمون در مراسم خوبی که ایرانیان تدارک دیده بودند شرکت کردیم ، خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود ، حاجی فیروز برای بچه ها آواز خوند و باهاشون عکس گرفت ، به رسم سنت دیرینه ایرانیان ،از روی آتیش پریدیم و موسیقی های قشنگ ایرانی پخش می شد ، جدا لذت بردیم . به خصوص اینکه پدر من همیشه از وقتی که یادم میاد برای ما این شب رو شب خاطره انگیزی می کرد و دوست دارم به یادش تا زنده هستم من هم برای پسرم  سنتها رو زنده نگه دارم .

اوایل مارس هم فرمهای مالیاتی رو پر کردیم و پست کردیم . البته مرکزی که من کلاس میرم 3 روز متوالی تعدادی حسابدار اومدند و ما از قبل وقت گرفتیم و مبلغ کمی بابت هر نفر گرفتند . و تقریبا پر کردن فرم هر نفرمون یک ساعت طول کشید . براتون بگم اینجا فرم های مالیات سالانه پر میشه یعنی الان ما فرم سال 2011 رو پر کردیم و هر ساله این کار از اوایل مارس تا آوریل انجام میشه و خیلی مهمه هر کسی که در سال گذشته اینجا زندگی کرده باید این فرمها رو پر کنه چه شاغل شده باشه چه نه و اینکه این فرمها برای هر نفر پر میشه و خانوادگی نیست یعنی یک فرم برای خانم و یک فرم برای آقا به طور جداگانه اما مطالب مهم در این مورد :

در صورتی که شما شاغل شده باشید و در امدی بالاتر از میزانی که اعلام می کنند داشته باشید به تناسب در آمد بیشتر باید مالیات بدید چون اینجا نمیذارن پولها در دست یک عده جمع بشه و شما هر چی بیشتر پول در بیاری باید مالیات بیشتری هم بدی و سیستمهای جالبی دارند که تقریبا میزان کلک زدن مردم هم به صفر می رسه ، یعنی نمیتونن اونقدرها دولت رو دور بزنن و دولت با این برگردوندن سرمایه به خود ملت برای کسایی که در آمد پایین دارند مزایایی قائل میشه مثلا در صورت اشتغال یا تحصیل هر دو نفر پول مهد کودک بچه ها رو برمی گردونه ، یا ماهانه مبلغی رو ثابت بابت مالیاتهایی که این قشر بابت خرید می پردازند رو بهشون پس میده در واقع از پولدار می گیره میده به ضعیف اما برای خود پولدارها هم مزایایی میذاره که تشویق بشن مثلا اعتبار اونها نزد دولت زیاد میشه می تونن مبالغ زیادی از بانک وام بگیرند با بهره های خیلی خیلی کم و یا اینکه به عنوان مثال در صورتیکه هزینه دندانپزشکی ، شارژ اتوبوس و مترو ، خرید کتاب برای خودشون وبچه ها یا جاهایی که برای ثواب مثلا مقداری از تولیدات کارخونه رو رایگان دادند یا وسایل دسته دوم شون به جای فروش بخشیده باشن و اما فاکتور ارزش اونها رو گرفته باشن یا مثلا تو همین موسسه الخویی یا هر کجای دیگه پولی رو به عنوان کمک هدیه داده باشن و... دولت از مالیاتی که آخر سال بهشون تعلق می گیره این فاکتورها رو کم می کنه و یه جورایی بهشون می بخشه متفکر و خیلی چیزهای دیگه که چون ما هنوز اونقدر پولدار نشدیم هنوز خبر نداریم اما به محض اینکه به اون مرحله رسیدیم براتون می گم . خنده

 به این میگن اسلام و حکومتی که 1400 سال قبل جضرت علی (ع) اجرا می کرد تشویق

گفتم هر وقت پولدارشدیم ، یاد یه خاطره افتادم خواستم بنویسمش که اگر این آرزو به وقوع پیوست داشته باشمش ، چند وقت پیش معلممون اسم همه بچه های کلاس و از جمله خودش رو روی کاعذ هایی نوشت و به قرعه بین بچه ها تقسیم کرد که هر کسی فقط می دونست اسم چه کسی دستشه ولی اسم خودمون کجاست معلوم نبود ، اسم معلممون افتاد به من ، درس اون روز هم فوتوق سمپل بود ( زمان آینده ) بعد گفت برای فردا هرکسی یک انشا می نویسه در مورد پیشگویی از آینده کسی که اسمش دستشه و این آینده باید مربوط به دوره میانسالی به بالا باشه و بعد از اینکه اینجا انشاتون می خونید باید بقیه حدس بزنن این آینده مال کی بود ! فرداش یکی از همکلاسیهامون که یه آقای لبنانیه اومد و انشاشو خوند و آینده خیلی روشنی برای من پیش بینی کرده بود که ظاهرا از آینده همه همکلاسیها روشن تر پیش بینی شده بود یکیش این بود که من به خاطر اینکه خیلی خانم اجتماعی و مهربونی هستم از لحاظ ظاهری چهره ام پیر نمیشه ، خیلی به غذای خوب خوردن علاقه دارم ، جدیدترین بنز الگانس سال رو دارم و به همراه همسرم محسن و پسرمون که همواره تنها فرزند ماست در یکی از بهترین مناطق کانادا در یه خونه ویلایی زندگی می کنیم و 2 تا هم نوه داریم . آمین

دیگه اینکه قراره پنج شنبه هفته بعد به اتفاق بچه های ترم سوم یه اردوی یه روزه به کوههای مونترال داشته باشیم و ظاهرا جایی می ریم که شیره درخت افرا رو می گیرن ، اینجا از درخت افرا ( همون درختی که عکسش روی پرچم کاناداست ) شیره ای می گیرن که شکل عسل می مونه و خوردنش رو در زمستونهای اینجا مفید می دونن و به این شکله که اونو میریزنش روی برف تمیز و با چوب بستنی جمعش می کنن میشه شکل یه آلاسگای عسلی بعد هم میل می کنن که خیلی هم خوشمزه است ما روز فستیوال برف خریدیم و خوردیم . در ضمن نهار هم میریم رستوران و ساعت 3 و 4 عصر برمی گردیم دوست داشتم با امیر و محسن بریم که البته خیلی از همکلاسیها درخواست دادند خانوادگیش کنن اما گفتند فقط یه اتوبوس اجاره کردند و از لحاظ جا محدودیت تعداد دارند .

دیگه به لطف معلم مونیتور گلمون تقریبا هر روز یه ربع آخر موسیقی و آواز داریم که تا الان 2 تا شعر فرانسه رو بهمون یاد داده که خیلی هم شاده و آخر کلاس برای اینکه خستگیمون در بیاد همه با هم می خونیم .

راستی تا یادم نرفته این خاطره رو هم بنویسم که امیر حسین 3 هفته پیش که ما سرمون گرم بود رفته برای خودش سه جای موهاش از ته ته با قیچی زده و شب عیدی برای خودش تیپی به هم زده بهش می گم چرا این کار رو کردی ؟ می گه آخه تو موهای من و ددی رو کوتاه می کنی من هم خواستم مثل تو یاد بگیرم تا موهامو خوشگل کنم تعجب

دیگه اینکه براش از کتابخونه طبق معمول کارتون گرفتیم ببینه دیدم دوربین برده کاملا روی صفحه مونیتور میزون کرده که اصلا مو نمی زد و داشت از کارتون فیلم می گرفت بهش می گم ماما ن داری چیکار می کنی ؟ میگه تو گفتی نمیشه تو کانادا از روی cd ضبط کنیم و باید بریم بخریم من هم دارم با دوربین ضبطش می کنم تا بریزم تو هارد همیشه داشته باشم . متفکر

 

به دوستان گلی که خواسته بودند براشون از محله های مونترال و مدارس بچه ها بنویسم ، بگم که این پست کمی طولانی شد حتما پست بعدی شامل این دو موضوع خواهد بود .

همتون به خدای یکتا میسپاریم و براتون آرزومند آرزوهای قشنگتون هستیم .

سال خوبی رو پیش رو داشته باشید و تعطیلات نوروزی به همتون خوش بگذره بای بای

 

 

 

 

/ 33 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهیمه

با عرض سلام وتبریک سال نو به شما مریم عزیز و آقا محسن گرامی و امیر حسین دوست داشتنی . ما همگی خوبیم و کماکان منتظر پاس ریکوئست. فکر میکنم 1 سال بعد از شما بیاییم مونترال ولی دلمون گرمه که دوستان خوبی در آنجا داریم. اکنون از خدا میخواهم که صاحب همه چیز باشید ـ همه چیزهایی که دوست دارید و زندگی شما را در این دنیا شکوفا تر میسازد . اگه تابستون اومدید ایران خبر بدید شاید با هم رفتیم مونترال . امیر حسین را از طرف پسرام ببوس .

نیما

ببخشید یعنی قانون آمریکا و کانادا اینقدر باهم از لحاظ مالیاتی و نظام سرمایه داری فرق داره؟ آمریکا در آمدت خیلی زیاد باشه درصد مالیات کمتری پرداخت میکنی. جمهوری خواهان همش به اوباما گیر میدن که چرا میخواد از ثروت مندا درصد مالیات بیشتری بگیره و قانون رو تغییر بده

نیما

یه سوالی: درسته که داشتن لهجه ی کبکی برای کار پیدا کردن مفیدتره و اونا لهجه های خود کشور فرانسه و بلژیک رو قبول ندارن. افرادی هم که با لهجه های مثلا الجزایری میان اونور برای کار به بخش های دیگه ی کانادا میرن. کتابایی که مطالعه میکنم با لهجه ی کشور فرانسه هست. لازم هست که کتابای کبکی هم بخونم؟

شیوا مامان کوروش

سلام مریم جون میبینم شما هم مثل سارا جون هنوز آپ نکردین. یه ذره بجنبید بابا. البته میدونم خیلی سرتون شلوغه. به هر کاری که مشغولید انشاالله موفق باشید . راستی کلاسای فرانسه به کجا رسید؟

شیوا مامان کوروش

مریم جون من که اینقدر بهت سر میزنم تا آپ کنی. ما رو فراموش نکن دیگه [ناراحت]

پادیر

سلام اتفاقی اینجا رو دیدم و خوشم اومد که مینویسید [گل] من هم ساکن مونترالم [چشمک]

بی تا ردیف 93 نلی

سلام . ما بالاخره پاس ریکوئست شدیم. استرس دارم واسه اومدن . مریم جان چی بیارم ظرف و ظروف؟

زهرا

باعرض سلام وادب ازوبلاگ شمابسیارلذت بردم آرزومیکنم همیشه سلامت وشادباشید.ما(من همسرم دخترم )منتظرمدیکال هستیم میتونم بپرسم به نظرشمارفتن به کلاس فرانسه برای دخترم که 6ساله است ضرورت داره یاخیر؟ازمطالب بسیارمفیدتون بسیاربسیارمتشکرم به امیددیدارشمادرمونترال[لبخند][چشمک]

آذین

سلام امروز کل وبلاگتون رو خوندم و واقعا ازتون ممنونم . همه چی رو کامل و عالی توضیح دادید . راستش این چند وقته انقدر که اوضاع اینجا به هم ریخته ست هرکیو می بینی به فکر مهاجرته . خودم هم یه چند وقتیه که بهش فکر می کنم. اما ظاهرا الان شرایط سخت تر و دوره انتظار طولانی تر شده. میشه خواهش کنم یه مقدار بیشتر از وضعیت همسرتون بگید . می خوام بدونم شرایط اونجا برای ایشون چطور هست؟ چون ما هم یک زوج هستیم که چهار ساله ازدواج کردیم و فعلا فرزند نداریم. و تازه به فکر اقدام مهاجرت افتادیم. ممنون میشم

مصطفی

سلام خیلی مطالبتون قشنگ بود خیلی ممنون . من یه ایرانی نیستم ولی خودمو یه ایرانی میدونم .19 سالمه تو ایران بدنیا اومدم پدر و مادرم هم تو ایران ازدواج کردن ولی هنوز به من میگن خارجی . میخوام قید ایران رو بزنم بیام کانادا خلاص بشم از این همه فلاکت امیدی هست واسه من که بیام اونجا زنگی کنم وضعیت فارسی زبان های او نجا چطوریه